أبو الحسن الشعراني

399

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)

علّامه شعرانى : سمنى گروهىاند از هنود ؛ گويند : اعتبارى به اخبار متواتر نيست و از آن علم حاصل نمىشود . خلاصهء سخن مؤلف آن است كه يهود و نصارى خبر دادند به تواتر كه ما ديديم عيسى عليه السّلام را به دار آويخته و راست گفتند ؛ چون كسى را بر دار ديده بودند و ما منكر خبر متواتر آنان نيستيم ، امّا اشتباه در آن كردند و مصلوب عيسى عليه السّلام نبود . امّا صحيح آن است كه به جواب قرآن اكتفا كنيم و اين تكلّفات را مرتكب نشويم . « 1 » وَ إِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ . « 2 » مؤلف : و آنان‌كه در او اختلاف كردند ، يعنى در عيسى در حال القاى شبهه ايشان به شك بودند كه آن‌كه او را كشتند ، عيسى است يا عيسى نيست . علّامه شعرانى : نصارى خود اختلاف داشتند كه حضرت مسيح كشته شد يا نشد و همين اختلاف دليل آن است كه تواتر قتل او متّصل به زمان آن حضرت نيست . يعنى در قرن اوّل و دويم بعضى مسيحيان مىگفتند : آن حضرت را نكشتند . اگرچه در عصر اخير متّفق شدند بر كشتن او و از اين جهت متواتر نيست و از آن علم حاصل نمىشود . و نظير آن در اسلام اختلاف مسلمانان صدر اوّل است در اين‌كه معراج حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله جسمانى بود يا روحانى و در عهد اخير اتّفاق است بر آن‌كه هم جسمانى است و هم روحانى . و اگر مورّخ غير مسلمان تاريخ اسلام را بخواند و اختلاف مسلمانان صدر اوّل را بييند ، يقين نمىكند به آنكه معراج پيغمبر نزد مسلمانان جسمانى بوده است و ما خود به دليل ديگر ، معراج جسمانى را ثابت مىكنيم . « 3 » مؤلف : زجّاج گفت : وجه اختلاف ترسايان از آن بود كه بعضى از ايشان گفتند :

--> ( 1 ) . روح الجنان ، ج 4 ، ص 62 . ( 2 ) . نساء ( 4 ) آيهء 157 . ( 3 ) . روح الجنان ، ج 4 ، ص 63 .